"از پرواز نور چشمی مامان پیش خدا"                                                                                  "از پرواز نور چشمی مامان پیش خدا" ، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 25 روز سن داره

دلنوشته های مامان بـــــــــــــهار

داستان “دانه ای که سپیدار بود”

1390/11/1 22:33
2,149 بازدید
اشتراک گذاری

فندوق مامانی میخوام یه داستان قشنگ برات بگم امیدورام ازش لذت ببری گلکم

ني ني شكلك

داستان “دانه ای که سپیدار بود”

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

 

دانه کوچک بود و کسی او را نمی دید.

سال های سال گذشته بود و او هنوز همان دانه ی کوچک بود.دانه دلش می خواست به چشم بیاید اما نمی دانست چگونه. گاهی سوار باد می شد و از جلوی چشم ها می گذشت. گاهی خودش را روی زمینه ی روشن برگ ها می انداخت و گاهی فریاد می زد و می گفت: من هستم، من این جا هستم. تماشایم کنید. اما هیچ کس جز پرنده هایی که قصد خوردنش را داشتند یا حشره هایی که به چشم آذوقه ی زمستان به او نگاه می کردند، کسی به او توجه نمی کرد.

ني ني شكلك

دانه خسته بود از این زندگی ، از این همه گم بودن و کوچکی خسته بود . یک روز رو به خدا کرد و گفت: نه، این رسمش نیست. من به چشم هیچکس نمی آیم. کاشکی کمی بزرگتر، کمی بزرگتر مرا می آفریدی.

خدا گفت:  اما عزیز کوچکم! تو بزرگی، بزرگتر از آن چه فکر می کنی. حیف که هیچ وقت به خودت فرصت بزرگ شدن ندادی. رشد ماجرایی است که تو از خودت دریغ کرده ای. راستی یادت باشد تا وقتی که می خواهی به چشم بیایی، دیده نمی شوی. خودت را از چشم ها پنهان کن تا دیده شوی.

دانه ی کوچک معنی حرف های خدا را خوب نفهمید اما رفت زیر خاک و خودش را پنهان کرد. رفت تا به حرف های خدا بیشتر فکر کند. سالهای بعد دانه ی کوچک، سپیداری بلند و باشکوه بود که هیچکس نمی توانست ندیده اش بگیرد؛ سپیداری که به چشم همه می آمد.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (6)

مامان گیسو
29 دی 90 13:36
سلام عزیزم وایییییییی خوش به حالت من پارسال دقیقاً همین هفته های شما رو داشتم این موقع الهی به سلامتی زایمان کنی دلم تنگ شددددددددددددد
مامان گیسو
29 دی 90 13:37
لینک شدید
نی نی یاقوت
29 دی 90 15:35
سلام ممنون که سر زدی اگه می خوای با هم تبادل لینک کنیم . برای اعلام موافقت به وبلاگ من برو و جوابت رو به عنوان نظر بده .
باباجون
29 دی 90 22:44
سلام عزیزخاله پس کی میای مامانت وهمینطورمامنتظره اومدنتیم جیگر.دوست دارم به زودی بغلت کنم وببوسمت توعزیزدل مایی
نی نی یاقوت
30 دی 90 13:39
سلام از این که به وبلاگم سر زدی خیلی خوشحال شدم شما هم در وبلاگ من لینک شدید .
خوش سیما
2 مرداد 92 4:20
سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام خوش اومدین بهار خانم درست می بینم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟